شور سیاسی یا شعور سیاسی ؟!؟(سعید عبدالمجید) Reviewed by Momizat on . شور سیاسی و شعور سیاسی مساله ای بس مهم وعمیق است که کمتر درباره آن گفته شده  و شاید مهمترین و عمده ترین دلیل عدم موفقیت اپوزیسیون و  مخالفت ها علیه جمهوری اسلام شور سیاسی و شعور سیاسی مساله ای بس مهم وعمیق است که کمتر درباره آن گفته شده  و شاید مهمترین و عمده ترین دلیل عدم موفقیت اپوزیسیون و  مخالفت ها علیه جمهوری اسلام Rating:
شما اینجا هستید: خانه » انتخاب سردبیر » شور سیاسی یا شعور سیاسی ؟!؟(سعید عبدالمجید)

شور سیاسی یا شعور سیاسی ؟!؟(سعید عبدالمجید)

شور سیاسی یا شعور سیاسی ؟!؟(سعید عبدالمجید)
شور سیاسی و شعور سیاسی مساله ای بس مهم وعمیق است که کمتر درباره آن گفته شده  و شاید مهمترین و عمده ترین دلیل عدم موفقیت اپوزیسیون و  مخالفت ها علیه جمهوری اسلامی نیز با فراموشی تمایز بین این دو واژه ارتباط داشته باشد !!

SDC10489-225x300

حال اینکه اصلا شور سیاسی و تمایز آن با شعور سیاسی در کجاست؟
شور سیاسی همان هیجانات آحاد مردم است که در پس بروز اختلافات و مشاهده ی دیکتاتوری به غلیان درآمده، سر و صدا کرده، شلوغی به همراه داشته و به همان سرعتی که به راه افتاده، در پی سرکوب و کشتار حکومتی، با همان سرعت به خاموشی گراییده است. اما شعور سیاسی تجزیه و تحلیل به موقع همان شور و هیجان و مدیریت اعتراض در مواقع حساس است که بتوان با تدبیر، مقابل سرکوب دیکتاتوری مقاومت کرد تا نتیجه ی نهایی و دلخواه .
این مدینه ی فاضله و رویایی، سال هاست حتی به واقعیت نزدیک هم نشده تا آتش کوچک اعتراضات که می توانست به شعله ای مهیب در جهت سرکوب دیکتاتوری تبدیل شود، با کمترین زحمت نیروهای امنیتی سرکوب شود.
در این میان متاسفانه اپوزیسیون هم که همیشه داعیه ی مبارزه علیه جمهوری اسلامی را داشته، آن قدر درگیر تحرکات و منیت های قدرت طلبی کورکورانه خود بوده که هرگز نتوانسته قدم مثبتی در نیل به اهداف ملت ایران بردارد .
این به آن معناست که هیچ طیفی چه در قالب اپوزیسیون و چه در قالب مبارزه بدون وابستگی به طیف و گروهی خاص، نتوانسته این‌ آگاهی را به سیل عظیم مخالفان جمهوری اسلامی چه در داخل و چه در خارج از ایران منتقل کند که اعتراضی مدون و با برنامه را طرح ریزی کنند. در حالی که این موضوع از مهم ترین ارکان پیروزی اعتراض علیه دیکتاتوری است.
در واقع مخالفان جمهوری اسلامی در طول عمر سه دهه ای این دیکتاتوری،‌ علی رغم اعتراضات متناوب خود که در بعضی مواقع آن قدر پتانسیل داشت که جمهوری اسلامی را به زیر بکشد ، آنچنان احساسی عمل کرد که حریفی از پیش باخته محسوب می شد و این همان چیزی است که به مذاق جمهوری اسلامی خوش آمد و خواهد آمد.
مثال زنده این شور سیاسی، اعتراضات پس از تقلب در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بود که طراحان و تئوریسین های این حکومت دیکتاتور، به سادگی هرچه تمام تر وجاهت و محبوبیت خود را محک زدند و سر شماری کاملا دلخواهی از شرایط موجود در کشور به دست آوردند و نتیجه همان شد که دوره دوم ریاست احمدی نژاد، با فجایعی به مراتب هولناک تر از پیش همراه شد.
جمهوری اسلامی با بهره گیری از تجارب سیاسی و ترفند های از پیش تعیین شده، با برجسته کردن مهره ای سوخته نظیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، شور سیاسی و زایدالوصفی را در جامعه به جریان انداخت و با سرمایه گذاری به روی مهره های مورد اعتماد خود ، سرشماری نوین مخالفان را آغاز کرد.
شورسیاسی یا به عبارتی شور حسینی به راه انداخته شده،‌ مردم را به خیابان کشاند،‌ مهره ای فراموش شده را با چند شعار و تکه پارچه ای سبز رنگ، آلترناتیو احقاق آزادی قرار داد تا مردم خوش باور به دنبال  آزادی به کف خیابان ریخته و بدون هیچ پشتوانه فکری و تنها از روی احساس، به ولی فقیه دیکتاتور حمله کنند، بی توجه به آن که سید آلتیرناتیو، هرگز به دنبال سقوط دیکتاتوری جمهوری اسلامی نبود، او هیچ وقت دیکتاتوری از نوع خمینی را نفی نکرد و هرگز یاد آور نشد که درخت دیکتاتوری خونین خامنه ای، همان نهالی است که خمینی خونخوار به دست خود کاشته و پرورش داده است.
حضور میلیونی و احساسی مردم در خیابان ها اما، پایان ماموریت مهره سوخته بود تا در پس نمایش حصر، سکوت و زندان، شور سیاسی مردم نیز سرکوب شده و همین خوراکی مناسب برای انحراف افکار در رسیدن به هدف نهایی مردم علیه حکومت جنایت کار جمهوری اسلامی باشد.
این به آن معناست که خروش جنبش سبز نه به خاطر حصر موسوی و نه به دلیل سرکوب ماموران امنیتی، بلکه تنها و تنها به دلیل شور سیاسی و عدم تاکتیکی مناسب اعتراض، خاموش شد تا دستان دیکتاتور به نشانه پیروزی بالا رود!!
حال این پروسه پس از گذشت ۴ سال در حال تکرار است. جمهوری اسلامی از ماه ها پیش به بهانه انتخابات ریاست جمهوری با مهندسی از پیش طراحی شده به دنبال برجسته کردن آلترناتیوی دوباره است تا با همان نسخه ی شور سیاسی در جامعه، بقای حکومت پلید خود را تضمین کند.
به طیف مورد اعتماد خود برچسب جریان انحرافی می چسباند،‌ به آنها حمله می کند و دوستان گرمابه و گلستان را دشمن ولی فقیه می نامد تا کام ملت منزجر از ولی فقیه شیرین شود. از سویی دیگر چند مهره مادام النامزد را هم برای گرم کردن تنور شور سیاسی به میدان می فرستد تا رقیبی برای جنایت کاران منفور تازه کاندید شده باشند! تا مردم هم غافل از پشت پرده این نمایش کثیف،‌ مو بر تنشان سیخ شده و تمام جنایات آلترناتیو تازه و همراهانش را فراموش کرده، با شوق زنده باد بهار و چاشنی حس ناسیونالیستی و میهن پرستی، در مسیر خواست دیکتاتور قدم بردارند !!
حال این وظیفه اپوزیسیون است که به دور از تمایلات قدرت طلبی، آب به آسیاب دشمن نریخته و زمینه ساز پیروزی طرح مهندسی شده جمهوری اسلامی نشوند، چرا که ذات درونی موسوی، کروبی، مشایی و یا هر کس دیگری که ریشه شان از خونخواری جمهوری اسلامی قطور شده، هرگز لیاقت آلترناتیو بودن را ندارد.
در واقع جنایات جمهوری اسلامی آن قدر فراوان و آشکار بوده که حضور آلترناتیو را یارای مقابله با آن نباشد، چرا که راه چاره به جز نابودی کامل جمهوری اسلامی نبوده و نخواهد بود.
ایران تنها با نابودی کامل جمهوری اسلامی گام در جاده آزادی و پیشرفت خواهد گذاشت و دل بستن به سگ زرد و برادر شغال چاره ساز نخواهد بود.
دیو جمهوری اسلامی آن قدر خون مکیده که به جز نابودی کامل آن، رهایی غیر ممکن است.
با فریاد زنده باد بهار و امید واهی به فردایی بهتر، آب از آب تکان نمی خورد. باید بلند شد، باید فریاد کشید، باید خروشید و دیو ولی فقیه را به زباله دان تاریخ انداخت و این میسر نخواهد بود مگر به مهار شور سیاسی و استفاده ی این نفرت در قالب طرحی مهندسی شده برای نابودی کامل جمهوری اسلامی و بیرون راندن تازی پرستان از سرزمین پارس.

سعید عبدالمجید
سی و یکم فروردین ۲۵۷۲ (۲۰)

Print Friendly






درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 1447

ارسال یک دیدگاه

Protected by WP Anti Spam

تمام حقوق این خبرگزاری بر اساس قانون کپی‌ رایت برای خبرگزاری کیهان نوین محفوظ است.

بازگشت به بالا